ارغوان های ریخته

هم اکنون بپرس / از من / که پاسخی ندارم

 

ماهنامه فرهنگي ، اجتماعي الف (  ويژه نامه كتاب خردنامه )

 كاري از گروه مجلات همشهري  - شماره 40 -  اسفند 1388

  گفتگو با سيروس نوذري در باره كتاب كوته سرايي  

 

حركت بر لبه تيغ

 

          گفت و گو با سيروس نوذري به اندازه خواندن كتابش يا شنيدن شعرهاي كوتاهش لذت بخش است . سيروس نوذري صداقت و سادگي را در رفتار و برخوردش رعايت مي كند . درست مثل همين كتاب " كوته سرايي " كه فارغ از نگاه هاي ايدئولوژيك  و طيف گرايي ها و باند بازي هاي مرسوم ادبيات ، به سراغ شعر رفته و حاصل كار ، كتابي است خواندني كه در كنار كارهايي مثل "  تاريخ تحليلي شعر نو " محمد شمس لنگرودي ، يك اثر مرجع در عرصه شعر معاصر فارسي است . و گرچه در اين كتاب ، تاريخ اين گونه ادبي از ايران باستان تا امروز رديابي و كاوش شده اما نگاه عمده و كلي وي در بخش هاي امروزين تر اثر ، قابل تامل تر است . به نحوي كه مخاطب به دريافتي قابل قبول از شعر كوتاه مدرن فارسي دست يابد . به بهانه انتشار اين كتاب به گفت و گو با وي پرداختيم . به گفته خود نوذري اين اثر مي تواند جلد دو.مي داشته باشد ، ما هم سوال ها  و حرف هاي ناگفته زيادي داشتيم كه مجال مطرح شدن نيافتند . اين حرف ها و پرسش ها را گذاشتيم براي زماني پس از انتشار كتاب تازه اي كه وعده  انتشارش را  خبر  داده  است   .   " هايكونويسي و سيري در هايكوي ايراني"                          هاشم كروني

 

 

 

بررسي هر مسئله اي مولود ضرورت يا ضرورت هايي است . شما براساس كدام ضرورت يا ضرورت ها ، به سراغ اين بحث رفتيد ؟

 

      فرهنگ امروز جهان قالب گريز است . تنوع و تكثر را همچون ضرورتي دائمي پذيرفته است . اين تنوع به نوعي بازتاب عصر خرد گرايي  فلسفي در انديشه انساني است كه مسير محتوم آن به پست مدرنيسم انجاميده . اگر در حوزه انديشگاني و فلسفي چنين است ، چگونه هنر و به پيروي ازآن شعراز اين روند بر كنار مي ماند ؟ شعر كوتاه نه يك ضرورت مطلق كه بخشي از همان تنوعي است كه ميان ضرورت هاي ديگر شعري حضور دارد ، بي آنكه انواع ديگر ادبي و قالب ها را نفي كند .

 

      به گمانم من نفي هر چيز كه هست ، در واقع نفي خود است .  اگر موافق با اين فكر باشيد ، شعر كوتاه ضرورت گروهي از شاعران و شعر خوانان است كه در كنار ضرورت هاي  انواع ادبي شعر خوانان ديگر قرار مي گيرد . پس    اكنون فرصت مي يابم تا بگويم شعر كوتاه ، نخست دل مشغولي من است و به تجربه دريافته ام كه اين دلمشغولي مشترك است ميان من و ديگراني كه دورو نزديكند و به همين دليل است كه تجربه فردي خودم را با ديگراني كه به شعر كوتاه گرايش دارند در ميان نهاده ام .

 

گونه اي نگاه جذبي را مي توان در همين راستا رديابي كرد .

        بله نوعي تبليغ هم بوده و براي اين نوع شعري و احيانا جذب آناني كه رغبتي به آن ندارند .

 در مصاحبه اي  اشاره كرده بوديد كه اين قالب تعريف ندارد . آيا  مي توان چنين ارزيابي كرد كه مخاطب ، بعد از خواندن كتاب شما به يك تعريف يا شناخت يا چهارچوبي يا ساختاري برسد ؟

        بله گفته ام و نوشته ام كه اين گونه ادبي -  لااقل در ساختار مدرن آن  -  تعريف شدني نيست و نوشته ام به اين دليل كه ماهيت  هنر و به دنبال آن شعر تعريف ناشده مانده است  و شعر كوتاه هم تعريف ناپذيرتر. البته ممكن است اين برداشت ، حاصل تنبلي ذهن من باشد اما فراموش نكنيم كه بررسي شاخصه هاي شعر يا شعر كوتاه به معناي تعريف آن نيست .

       از اين منظر مي توان شاخصه هاي شعر كوتاه را توضيح داد ، اما تعريف آن لااقل در توان من نيست .

 

اين شاخص ها چيست ؟ شاخص هاي شعر كوتاه كه مخاطب پس از خواندن اثرتان آنها را در مي يابد .

 

      مي توان اين شاخصه ها را فهرست وار چنين ذكر كرد . يكي آنكه شعر كوتاه با همه ي كوتاهي در خود كامل است ، يعني مخاطب بعد از خوانش آن به دنبال باقي شعر نيست . شعر كوتاه نه به طور مطلق اما بيشتر معنا گرا است زيرا كوتاهي آن فرصتي و سببي براي بازي هاي كلامي و برجسته كردن آن ندارد . اين ويژگي در تك بيت هايي كه از شاعران كلاسيك ما مانده هم دريافت مي شود . به تك بيت هاي صائب و ديگر شاعران دقت كنيم . تمام آنان در كار بيان انديشه هايي هستند كه سرراست و به دور از بند بازي ، مخاطب را به اصل مطلب مي رساند . البته همين جا بگويم اين ويژگي ممكن است شعر را به سمت جملات قصار ، شعار بغلتاند . از اين رو شاعر شعر كوتاه پيوسته بر لبه ي تيغ حركت مي كند . و به همين دليل – در باور من – بسيارند از اين دست شاعران كه شطحيات ، جملات قصار ، شعار و كا ريكلماتور را با شعر كوتاه اشتباه گرفته اند .

  با اين وصف چگونه مي توان اين موارد را از هم تميز داد ؟

       شاعران جوان هم مدام همين را مي پرسند . كه تفاوت اينها با شعر چيست ؟ من به آنها مي گويم همه ي تفاوت ها را نمي توان بر كاغذ نوشت و نسخه به دست كسي داد . بايد شاعر با دريافت حسي و تيزهوشي اي كه در ماهيت كار هنرمند است تفاوت ها را دريافت كند و در عمل شاعري آن را نشان دهد .

 از نكات قابل بررسي اين كار ، نگاه تاريخي است كه در كليت اثر مشاهده شدني است . گرچه شما نگاه معطوف به فرم  و شكل  هم داشته ايد  ، اما سير تاريخي و بررسي آن بروز و ظهور بيشتري داشته است . در اين ميان و در بررسي معاصر ، تاريخ 1361 به گواه دو فصل نه و يازده كتاب به عنوان يك مبدا مطرح شده است . چگونه به اين تاريخ رسيديد ؟

       بله در دو فصل اول كتاب بيشتر نظر به تاريخچه اشكال كهن شعر كوتاه دارم ، اما شخصا آنها را جزئي از مقدمه كتاب مي دانم . آنچه مورد نظر بوده ،  بررسي  و شناخت شعر كوتاه معاصر است ، هرچند با توجه  - به  سلايق شخصي – بيشتر به شعر كوتاه و مدرن نظر دارم اما خود را متعهد دانسته ام تا به قالب هاي كلاسيك فارسي كه هنوز در قيد حياتند بي توجه نمانم . آنها هستند،  چه من بخواهم و چه نخواهم . بناي من ابدا بر حذف نبوده است و اگر به نكته اي ؛ مطلبي نپرداخته ام ، نه بر اساس پسند شخصي كه به اين دليل ساده است كه يا از آنها بي اطلاع بوده ام يا در دسترسم نبوده اند .

 و قضيه سال 1361؟

       اما در باره سال 1361 به اطلاع برسانم كه اين زمان سال انتشار كتاب بسيار مشهور " هايكو، شعر ژاپني " با برگردان زنده ياد شاملو و آقاي ع . پاشايي است . معتقدم پيش از اين كتاب شعر كوتاه مدرن به عنوان يك ژانر شعري در شعر فارسي امروز وجود نداشته است . قالب هاي كلاسيك كه وضع كاملا شخصي دارند و هر يك حياتي هزار ساله و بيشتر . اما بعد از نيما كوتاه سرايي پيوسته بخش فرعي و بهتر بگويم ، باري به هرجهت در شعر شاعران معاصر بوده است و هر گز كسي به آن به عنوان نوع ادبي نظر نداشته .

       البته شاعراني مثل عليرضا صادقي ( آتش ) ، محمد زهري ، منصور اوجي و به نظر من مهمتر از همه بيژن جلالي به اين نوع شعري پرداخته اند اما نه در درون يك نظام انديشگاني  و ساختاري در هم تنيده شده كه معرف نوع خود باشد .

       اين وضعيت پس از سال 1361 چه تغييري كرد ؟

       بعد از سال 1361 و كتاب هايكو ، شاعراني به اين دريافت دست يافتند كه بايد تمام توان خود را در شعر  كوتاه هزينه كنند . همانطور كه در پيشينه شعر ما خيام و باباطاهر و ابوسعيد ابوالخير و فايز چنين بودند . من معتقدم و تكرار مي كنم از اواخر دهه  60 با تاثيرات هايكوي ژاپني و درك آرام آرام اهميت كوتاه نويسي ، جريان شعر كوتاه در شعر معاصر فارسي شكل گرفته است .

     

يكي از نقاط قوت كار ، هم دخيل نبودن نگاههاي ايدئولوژيگ در كار است كه لازمه ي كار پژوهشي است ، آيا از ابتدا چنين هدفي داشتيد يا در طول كار به چنين ضرورتي رسيديد ؟

        نخست از اينكه به شيوه ي طب سوزني نقاطي را در كتاب من ( نقاط قوت ) اصطلاح كرده ايد تشكر مي كنم . راستش از اول بنا را بر اين نهادم كه زير نفوذ نام شاعران نباشم . با خودم عهد بستم  به هر شاعري كه به شعر كوتاه پرداخته ، بپردازم . به نوعي خودم را را با مرگ مولف رو به رو كرده ام تا به شعرشان دست يابم و به همين دليل ،  نزديك ترين دوستان شاعر و نام آورترين آنها بايد صادقانه اما با قاطعيت و به دور از تعارف ارزيابي مي شدند و البته تاكيد مي كنم بر اساس معيارها و سلايق شخصي خودم . من براي اولين بار در تاريخ نقد شعر فارسي در شعر شاعران دست برده ام و سعي كرده ام به كوتاه سرايان ضرورت ايجاز را بنمايانم . بگويم هر شعر كوتاه ممكن است هنوز شعري بلند باشد و بيهوده كلمات و حتي جملات اضافي  و زائد را يدك بكشد . و اين البته يعني دشمن تراشي ، اما بي هيچ ترديد چنين كرده ام و هنوز با وجود همه ي داد و فريادها و تهديدها ، كسي متني جلويم نگذاشته تا ابراز ندامت كنم !

 

و البته به جز منتقد بودن ، شاعري شما و تخصصتان در اين زمينه موثر بوده است . به نظر خودتان چه مقدار اين پيشينه در پرداختن به مباحث به شما كمك كرد ؟

           

 

      اعتراف مي كنم گرايش من به كوتاه سرايي پايه و مايه اصلي اين كتاب است ، در واقع اين كتاب بخشي از تجربيات من است در باره اين نوع ادبي . بالاخره يك نفر بايد اين بررسي را شروع مي كرد و به قول امروزي ها آن را كليد مي زد . من اين كار را كرده ام و خوشحالم   حتي آناني كه به كوتاه سرايي انتقاداتي دارند ، لااقل منكر اهميت بحث و اهميت ( مدخل ) آن – كه در مقدمه كتاب به آن اشاره شده -  نشده اند . اما همين جا بگويم شخص من بيشتر به هايكو گرايش دارم ، گرايشي كه به شدت به دشواري هاي آن فكر مي كنم . آيا مي توان هايكويي با شاخصه هاي مستقل از هايكوهاي ژاپني آفريد ؟ آيا اين ضرورت يك گروه اندك شاعران است يا قابليت گسترش در جامعه با ويژگي هايي كه فرهنگ ايراني دارد ؟ آيا اين كار خطر كردني در حد تقليد و بي پايگي و بي مايگي نيست ؟ آيا همانطور كه ما توليد كننده انديشه امروز در جهان نيستيم ، در هايكو هم  به پيروي از آن ، در حد مصرف كننده باقي نخواهيم ماند ؟ اين ها و پرسش هايي از اين دست ، پرسش هايي اساسي در ذهن من شاعر است .

و نتيجه يا پاسخ ...

            تلاش كرده ام بر اين ترديدها فائق آيم و صميمانه مي كوشم شعري بيافرينم كه بازتاب نيازهاي مشترك من با جامعه اي باشد كه تا مغز استخوان نياز به احترام و آرامش و تساهل  ، دارد و خشونت گريز باشد ، حتي از انسان به معناي خود محوري خويش جدا شود و به بيرون از خود بپردازد ، نگاه كند و به طبيعت و اشيا به ديده ي احترام و مهرباني بنگرد و باور كند آنچه را و آنكه را بيرون از او [ هست] .

 با اين همه شما خودتان كتاب را مدخلي تازه براي ورود به بحثي جدي و متمركز در باره شعر كوتاه و وجوه مختلف آن دانسته ايد  ؛ " زيرا برخي جنبه ها  يا مطرح نشده اند يا به طور اساسي به آن  پرداخته نشده ،از جمله عدم تعريف شعر كوتاه مدرن " چرا به اين بحث نپرداخته ايد و آيا اين بحث ها را پي خواهيد گرفت ؟

        بله اين كتاب واقعا مدخلي بر بحث در باره شعر كوتاه است ، اين كتاب ظرفيت آن را دارد كه هم اكنون تبديل به دو جلد شود و در آن به مباحثي كه از قلم افتاده ، بپردازد و همچنين شعر شاعران كوتاه سرايي را كه من نمي شناخته ام مطرح كند . من واقعا مايل به اين كار هستم و تلاشم را خواهم كرد حتي منتظر نمي مانم كه شاعران جوان كتابهايشان را به چاپ برسانند و بر اين باورم كه بايد دست نوشته هاي آن ها را نيز ملاك قرار داد ، همانطور كه در كتاب كوته سرايي نيز چنين كرده ام ، بايد بر اين عقده مندي فرهنگ قبيله اي چيره شد كه گروهي را خودي و گروهي ديگر را غيرخودي ارزيابي كنيم . به گمان من هركه شاعر شعر كوتاه است ، در اين بحث ها جاي ويژه خود را دارد .

 از جمله مواردي كه برخي منتقدان بدان اشاره كرده اند از قلم افتادن يا نام نبردن برخي شاعران است و حتي نام هايي نيز در اين زمينه مطرح شده است . آيا ايراد را مي پذيريد ؟ شما كه از خودي و غير خودي داشتن پرهيز داشته  و براي هر كسي جاي ويژه اي را در نظر مي گيريد ، علت و چرايي اين امر را در چه مي دانيد ؟

 

       در واقع پاسخ به اين سوال را در پرسش هاي پيشين گفته ام و تكرار آن را لازم نمي دانم اما فكر مي كنم علت اصلي  از قلم افتادن آثار بعضي شاعران ، تنها بي اطلاعي من از آثارشان بوده است . باور كنيد در آخرين غلط گيري كتاب كه حدود 20 صفحه در لابه لاي آن افزوده بودم  - افزايشي كه مربوط به آوردن شعر شاعران ناشناخته بود . – با اعتراض ناشر محترم روبه رو شدم كه به ناچار و به دليل تعهد شخصي به شعر اين شاعران ، شرايط جديد او را پذيرفتم .

 و البته فقدان فهرست منابع نيز از ديگر مواردي است كه به عنوان نقض مطرح شده است . البته در متن و در حاشيه كار ، از منابع خود سخن گفته ايد اما فهرستي براي اين منابع مي توانست خود برطرف كننده حتي كمبودي مثل كتاب شناسي شعر كوتاه باشد ، كمبودي كه اميدوارم شما برطرف كننده آن باشيد . آيا اين نقص بر طرف خواهد شد ؟

 

       در مورد فهرست كتاب انتقادتان پذيرفتني است . در تمام پانوشت ها ، مشخصات كتاب ها آمده است . اما بايد نمايه  كتاب ها زير عنواني جدا از نمايه نام ها و با مشخصات كامل و در پايان كتاب آورده مي شد كه تنها به نام ذكر كتاب قناعت شده است . با اين تصور كه مشخصات كامل منابع در پانوشت آمده است اميدواريم اين نقصان در چاپ بعدي جبران شود .

 

 با اين همه به نظر مي رسد يك امكان جالب براي رفع بسياري از مشكلاتي كه در زمينه منبع به آن اشاره كرديد ، اينترنت باشد . از سوي ديگر وبلاگ ها و ادبيات در دنياي مجازي و بحث زمان اندك مخاطب ، فرصت خوبي براي رشد شعر كوتاه در اين فضا فراهم كرده است . شما نيز فصلي به اين بحث اختصاص داده ايد . اينترنت چقدر به ياري شما آمد .

       اينترنت به ياري ام آمد تا بازكمتر كسي  از قلم بيفتد . بسيارند جوانان امروز كه با كتاب بيگانه اند و با رايانه آشنا ، شاعرند و شعرهايشان را در وبلاگ ها و سايت ها مي نويسند . وظيفه خود  دانسته ام  به سراغشان بروم حتي اگر شعرشان را نپسندم ، زيرا كه آنها هستند و من هستن شعر آنها را نشان داده ام .

 نمي توان اين گفت و گو را  بدون ذكر آينده و سخن از كتابي كه وعده آن را پيش از اين  داده ايد   – يعني " هايكوهاي ايراني " –   به پايان رساند . آيا اين كتاب ، ادامه اثر فعلي است يا رويكردي متفاوت را دنبال مي كنيد ؟

         بله كتاب ديگري آماده چاپ دارم با عنوان " هايكو نويسي ، سيري در هايكو و هايكوهاي ايراني " واقعيت اين است كه  در اين كتاب رويكردي  متفاوت را دنبال كرده ام ، هر چند به نوعي آن را دنبال  كرده ام ، اما به نوعي آن را مكمل كتاب كوته سرايي مي دانم . در كتاب هايكونويسي تلاش كرده ام علاوه بر شرح دريافتم از هايكو ، شاخصه هاي هايكوهاي ايراني را تبيين كنم . در فصول ديگر به تفسير بيش از 20 هايكوي ايراني پرداخته ام ، كاري كه البته تا به حال نشده است .

         نكته ديگر اينكه در اين كتاب تكيه بر وجه انتقادي از شعر شاعران نيست . البته اين نه به اختيار كه مربوط به نوع و درون مايه بحث هايكوي ايراني است كه وجهي جدا از نقد هايكوي شاعران دارد . همچنين در يكي از فصول به معرفي و بحث در هايكوهاي " سانتوكا تانه دا"  - شاعر بزرگ ژاپني كه در ايران چندان شناخته نشده – پرداخته ام و سر انجام در فصل پاياني نمونه هايي از هايكونويسان وطني پير و جوان ، مشهور و گمنام امده است تا كارنامه و پرونده هايكوي ايراني تا به امروز – لا اقل تا حدودي – پيش روي خوانندگان قرار گيرد .

        اميدوارم انتشار اين كتاب كمكي باشد در شناخت و گسترش هايكوي ايراني و پيدا شدن شاعران جواني كه از من و امثال من فراتر روند ، اميدوارم . 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 8:19  توسط سیروس نوذری  |